11 اکتبر 2026 - 14:25
دسته‌بندی: اخبار
کد خبر: 7875

گیاه پالایی یک شعار نیست

حمید رضا اکبری

زباله، میراثی که نباید بماند؛ چرا مدیریت روستایی ما از «گیاه پالایی» غافل است؟

زباله، میراثی که نباید بماند؛ چرا مدیریت روستایی ما از «گیاه پالایی» غافل است؟
دهیار ما عادت کرده است که برای کوچک‌ترین معضلات، دست به سوی مرکز دراز کند. اما گیاه پالایی نیاز به سدسازی و ماشین‌آلات سنگین ندارد؛ نیاز به «آگاهی» و «برنامه‌ریزی» دارد.

زباله، میراثی که نباید بماند؛ چرا مدیریت روستایی ما از «گیاه پالایی» غافل است؟

حمید رضا اکبری

بااین رویکرد و سوال یاداشت خودم را شروع کردم و باید یادآوری کنم روستا مرکز اقتصادی است .روستا بدون دامداری و کشاورزی یعنی هیچ!
وقتی که ورود می کنیم .به بسیاری از روستاهای کشور، به‌ویژه در مناطق مستعدی مثل خوزستان سمنان، گاهی با مناظری ناخوشایندروبرو می شویم ؛ کپه‌های زباله در حاشیه جاده‌ها یا رهاسازی پساب‌های خانگی در اراضی روستایی . که سال‌هاست نسخه‌ی مدیران بخش و دهیاری‌ها برای این بحران، تنها دو گزینه بوده است: «انباشت» یا «سوزاندن»؛ هر دو روش، بدترین نوعِ مدیریتِ ممکن هستند . وقتی صحبت از مدیریت پسماند روستایی می‌شود، ذهن‌ها بلافاصله به سمت خرید کامیون‌های زباله‌کش و اختصاص بودجه‌های کلانِ شهرداری می‌رود، حال آنکه راهکارهای هوشمندانه‌تر و ارزان‌تری وجود دارد که مدیریت سنتی ما از آن‌ها فرسنگ‌ها فاصله دارد.
«گیاه پالایی» نه یک شعار است بلکه یک ابزار کاربردی برای مدیریت بحران در جوامع کوچک روستایی است. در شرایطی که بودجه‌های عمرانی قطره‌چکانی است، تکیه بر روش‌های مکانیکیِ پرهزینه، شکست‌خورده است. گیاه پالایی، یعنی استفاده از قدرت طبیعت برای جذب و تجزیه آلاینده‌های خاک و آب توسط گیاهان. در بسیاری از روستاهای ما که آلودگی خاک ناشی از پسماند و پساب به تهدیدی برای کشاورزی تبدیل شده، کاشت گونه‌های گیاهی خاص می‌تواند مثل یک «تصفیه‌خانه ارزان‌قیمت» عمل کند.واما مشکل اصلی در مدیریت روستاییِ ما، فقدان «خلاقیت مدیریتی» است. دهیار یا بخشدارِ ما عادت کرده است که برای کوچک‌ترین معضلات، دست به سوی مرکز دراز کند. اما گیاه پالایی نیاز به سدسازی و ماشین‌آلات سنگین ندارد؛ نیاز به «آگاهی» و «برنامه‌ریزی» دارد. اجرای طرح‌های تالاب مصنوعی با گیاهان بومی در ورودی یا خروجی روستاها، نه تنها هزینه‌های دفع زباله را به شدت کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند چهره‌ی روستا را از یک «زباله‌دانِ فراموش‌شده» به یک «فضای سبزِ تفرجگاهی» تغییرمی دهد. این همان «توسعه پایدار» است که در اسناد بالادستی بر آن تأکید می‌شود، اما در میدانِ عمل، در لایه‌های میانی مدیریت نادیده گرفته می‌شود.
بحران پسماند در روستاهای ما، آینه‌ی تمام‌نمای سوءمدیریت در عرصه‌های خرد است. ما نمی‌توانیم با ابزارهای دهه شصتی، مدیریت قرن بیست‌و‌یکم را پیش ببریم. اگر به دنبال «امنیت پایدار» در روستاها هستیم، باید بدانیم که محیط‌زیستِ آلوده، بسترِ ناامنی و مهاجرت است.
زمان آن رسیده که مدیریت روستایی از فضای «انتظار برای بودجه» خارج شود و به سمت «راهکارهای مبتنی بر دانش بومی » حرکت کند. گیاه پالایی، اولین قدم برای آشتی دادنِ توسعه با محیط‌زیستِ رنجورِ مناطق ماست. مدیرانِ روستایی ما بیش از آنکه به بودجه نیاز داشته باشند، به جسارت برای تغییر روش‌های سنتی نیاز دارند. آیا کسی هست که این فرصتِ سبز را دریابد؟

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.