در برخی سازمانها، الگوی مدیریتی خاصی شکل گرفته است که در آن مدیران بهجای تمرکز بر مأموریت، کارآمدی و توسعه پایدار سازمان، با اتخاذ رفتارهای متزلزل، متظاهر و بعضاً سیاسی، بقای قدرت فردی خود را در اولویت قرار میدهند. این نوع مدیریت، از طریق تصمیمگیریهای غیرمتعارف، تغییرات ناپایدار، و مداخله سلیقهای در فرآیندهای عزلونصب، آثار مخربی بر عملکرد سازمان، سرمایه انسانی و مشروعیت حقوقی مدیریت برجای میگذارد. این مقاله با رویکردی تلفیقی (مدیریتی ـ حقوقی) به تبیین این پدیده، پیامدها و ارائه چارچوب اصلاحی میپردازد.
در روزگاری که بخش قابلتوجهی از جامعه با فشارهای معیشتی، کمبود دارو، گرانی کالاهای اساسی و آلودگی نفسگیر هوا دستوپنجه نرم میکند، شکلگیری صفهای بنزین سوپر برای خودروهای لوکس در خیابانهای تهران، به نشانهای تازه از تبعیض و فاصله طبقاتی بدل شده است؛ نمادی که بیش از آنکه راهحل باشد، پرسشبرانگیز و نگرانکننده است.
خانواده بزرگ حملونقل جادهای کشور، با وجود اعتراضات سراسری، مشکلات و مطالبات انباشتهشده، بار دیگر با ایفای نقشی تعیینکننده در جابهجایی بیش از ۹۰ درصد بار و کالای اساسی، اجازه ندادند معیشت مردم و چرخه تأمین کشور دچار وقفه شود و با حضوری مسئولانه و جهادی، امنیت و پایداری حملونقل در جادهها را تضمین کردند.








