12 اکتبر 2026 - 13:42
دسته‌بندی: اخبار
کد خبر: 7886

دزپارت شهرستانی با ثروت هایی فراموش شده

دزپارت شهرستانی با ثروت هایی فراموش شده
مدیریت محلی در دزپارت، دچار «جزیره‌ای عمل کردن» است. هر دهیاری برای خودش کار می‌کند و بخشداری هم نظارتِ کلی دارد؛ در حالی که دزپارت برای توسعه نیاز به «یکپارچگی» دارد.

حمید رضا اکبری
دزپارت با مدیریتی منفعل رونق نمی گیرد

توسعه منطقه‌ای، فرآیندی است که در آن پتانسیل‌های یک جغرافیا به «ارزش افزوده» و «رفاه اجتماعی» تبدیل می‌شود. اما در مورد شهرستان دزپارت، ما با وضعیتی مواجهیم که می‌توان آن را «پارادوکس محرومیت در عین غنا» نامید. دزپارت بر لبه ظرفیت‌های بزرگ گردشگری، کشاورزی و نیروی انسانی ایستاده است، اما چرا همچنان در مسیر توسعه، درجا می‌زند؟
دزپارت با مناظر بکر و ظرفیت‌های طبیعی‌اش می‌تواندبه قطب گردشگری جنوب غرب کشور تبدیل شود. اما وقتی جاده‌های دسترسی استاندارد وجود ندارد و اقامتگاه‌های رسمی و زیرساخت‌های رفاهی (مانند سرویس‌های بهداشتی، تابلوهای راهنما یا حتی شبکه اینترنت پایدار در نقاط گردشگری) در ابتدایی‌ترین سطح هستند، توریست فقط عبور می‌کند، نه توقف. به عنوان مثال باید بیان کنم : وقتی یک گردشگر پس از ساعت‌ها رانندگی در جاده‌های پرخطر دزپارت، حتی یک مجتمع رفاهی مناسب برای استراحت یا یک مرکز اطلاع‌رسانی گردشگری پیدا نمی‌کند، دزپارت برای او فقط یک «جاده عبوری» است، نه یک «مقصد گردشگری». این یعنی هدررفتِ سرمایه.واما
اقتصاد دزپارت متکی به کشاورزی و باغداری است، اما این بخش همچنان به‌صورت سنتی اداره می‌شود. مشکل اینجاست که ما هنوز نتوانسته‌ایم «زنجیره ارزش» ایجاد کنیم. محصول باکیفیت کشاورزان دزپارت به دلیل نبود صنایع تبدیلی و بسته‌بندی در منطقه، با قیمت نازل توسط دلالان خریداری و به نام شهرهای دیگر فروخته می‌شود. سود اصلی به جای آنکه در جیب کشاورز دزپارتی باشد، به جیب واسطه‌ها در شهرهای بزرگ می‌رود. این یعنی «خام‌فروشی» و فقرِ سیستماتیک.
بخش بزرگی از این عقب‌ماندگی به «مدیریتِ انفعالی» برمی‌گردد. توسعه، منتظرِ اعتبارات ملی نمی‌ماند؛ توسعه با جذب سرمایه‌گذارِ خصوصی شروع می‌شود. اما وقتی بروکراسی اداری چنان پیچیده است که سرمایه‌گذار عطای کار در دزپارت را به لقایش می‌بخشد، یعنی ما عملاً در حال پس زدنِ فرصت‌ها هستیم. دهیاری‌ها و مدیریتِ دزپارت، به جای اینکه «تسهیل‌گر» باشند، گاهی درگیرِ پیچ‌وخم‌های مجوزهای ساده می‌شوند. وقتی جوانی می‌خواهد یک کارگاه کوچک بسته‌بندی یا یک اقامتگاه بوم‌گردی راه بیندازد و ماه‌ها در گیرودارِ استعلامات می‌ماند، عملاً انگیزه توسعه را کشته‌ایم.
دزپارت برای خروج از این بن‌بست، بیش از آنکه به وعده‌های بودجه‌ایِ کلی نیاز داشته باشد، به یک «طرح جامع توسعه» نیاز دارد که در آن:

۱. زیرساخت‌های جاده‌ای به عنوان شریان‌های اقتصادی اولویت‌دار دیده شوند.

۲. صنایع کوچک تبدیلی با حمایت‌های تسهیلاتی برای کشاورزان ایجاد شود.

۳. مدیریت منطقه از یک مدیریتِ اداریِ صرف، به یک مدیریتِ «کارآفرین و اقتصادی» تغییر چهره دهد.
همگان می دانیم توسعه، هدیه نیست؛ حقِ قانونیِ منطقه‌ای است که ظرفیت‌هایش مدت‌هاست در غبار بی‌توجهی خاک می‌خورد. دزپارت دیگر فرصتی برای آزمون و خطا ندارد.
اما مدیریت‌های محلی در دزپارت خاکریز اولِ توسعه هستند، اما در عمل، بسیاری از آن‌ها به «اداره‌کنندگانِ روزمرگی» تبدیل شده‌اند تا «پیشرانانِ تغییر».
بسیاری از دهیاری‌های دزپارت، تمام انرژی و بودجه محدود خود را صرف اموراتِ خدماتیِ صرف (مثل نظافت معابر یا کارهای عمرانیِ خرد) می‌کنند. این کار لازم است، اما کافی نیست. سوال اینجاست: کدام دهیاری در دزپارت یک «طرح اقتصادی» برای روستای خود دارد؟
دهیاری که فقط به دنبال گرفتن بودجه
دولتی برای جدول‌کشی است، نمی‌تواند روستایش را به مقصد گردشگری یا قطب تولید محصول ارگانیک تبدیل کند. دهیار باید «بیزنس‌منِ روستا» باشد؛ باید بتواند سرمایه‌گذار جذب کند، بازاریابی محصولات محلی را یاد بگیرد و پیگیرِ برندسازی برای محصولاتِ روستای خود باشد. وقتی دهیار، «مدیرِ بحران» است نه «مدیرِ فرصت»، روستا در همان وضعیت سنتیِ خود درجا می‌زند.
بخشداری نیز در ساختار دزپارت، نقشِ ستادِ فرماندهیِ منطقه را دارد. وقتی سرمایه‌گذاری برای ایجاد یک مجتمع گردشگری یا یک کارگاه تولیدی به منطقه می‌آید، اولین دیواری که به آن برمی‌خورد، «بوروکراسیِ اداری» است.
بخشدار موفق کسی است که برای هر کارآفرین، «فرش قرمز» پهن کند، نه اینکه او را در پیچ‌وخمِ استعلاماتِ پایان‌ناپذیرِ اداری گیر بیندازد. اگر در دزپارت تولید رونق ندارد، بخشی از آن به دلیلِ نگاهِ منفعلِ مدیرانِ میانی است که از ترسِ بازخواست، «نه گفتن» را امن‌ترین گزینه می‌دانند. توسعه، محصولِ «مدیریتِ ریسک‌پذیر» است، نه «مدیریتِ محافظه‌کار».
مدیریت محلی در دزپارت، دچار «جزیره‌ای عمل کردن» است. هر دهیاری برای خودش کار می‌کند و بخشداری هم نظارتِ کلی دارد؛ در حالی که دزپارت برای توسعه نیاز به «یکپارچگی» دارد.
اگر بخشداری بتواند دهیاری‌های حاشیه سد کارون یا مسیرهای توریستی را ترغیب کند که به‌جای رقابت‌های بیهوده، «مسیرِ گردشگریِ یکپارچه» تعریف کند
مثلاً یک مسیر گردشگری که ۵ روستا را به هم وصل می‌کند)، آن‌گاه می‌توان صنعت توریسم را در منطقه فعال کرد. این کار نیاز به بودجه کلانِ دولتی ندارد؛ نیاز به «هنرِ مدیریت» و هماهنگی دارد که متأسفانه در دزپارت کمتر دیده می‌شود. واما سخن آخر :
دزپارت بیش از آنکه به اعتبارات قطره‌چکانیِ دولتی نیاز داشته باشد، به یک «تحول در نگرشِ مدیریتی» نیاز دارد. دهیاری که سودای ثروت‌سازی برای روستایش را ندارد و بخشداری که صرفاً نامه‌نگار است، نه کارآفرین، دو مانع اصلیِ توسعه‌ی این شهرستان هستند. دزپارت به مدیرانی نیاز دارد که خود را «بنگاه‌دارِ توسعه» بدانند، نه فقط «کارمندِ دولتی».

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.