مهندسی فرهنگی در جامعه اسلامی-ایرانی فراتراز انجامِ تکالیف؟

مهندسی فرهنگی در جامعه اسلامی-ایرانی آیا فراتر از انجامِ تکالیف؟ یاداشت: حمیدرضا اکبری مدتی ست می خواهم سخن کوتاهی راجع مهندسی فرهنگی و نقش آن در جامعه اسلامی-ایرانی بنویسم .که حاصلش را باهم مرور می کنیم . وقتی صحبت از مهندسی فرهنگی در یک جامعه اسلامی -ایرانی به میان می آید ، نباید تصور کنیم
مهندسی فرهنگی در جامعه اسلامی-ایرانی آیا فراتر از انجامِ تکالیف؟
یاداشت:
حمیدرضا اکبری
مدتی ست می خواهم سخن کوتاهی راجع مهندسی فرهنگی و نقش آن در جامعه اسلامی-ایرانی بنویسم .که حاصلش را باهم مرور می کنیم .
وقتی صحبت از مهندسی فرهنگی در یک جامعه اسلامی -ایرانی به میان می آید ، نباید تصور کنیم که منظور فقط رعایت کردنِ برخی دستورات است. مهندسی فرهنگی در اسلام، یعنی ایجادِ پیوندی ناگسستنی میان «دانش»، «عمل» و «اخلاق».
مهندسی فرهنگی یعنی چارچوبی برای بهتر حرکت کردن و رسیدن به آنچه مطلوب جامعه است.
در یک جامعه اسلامی اما، مهندسی فرهنگی یعنی باید از دو مسیر همزمان حرکت کنیم. (البته به ضن بنده )
باید «ارزشها» را به «سبک زندگی» پیوند دهیم .
در اسلام، ارزشهایی مثل امانتداری، عدالت و حیا، نباید فقط در کتابهای دینی یا در مراسمهای مذهبی دیده شوند. مهندسی فرهنگی یعنی این ارزشها باید در «کاسهداریِ» یک کاسب، در «نظافتِ» یک شهروند و در «صداقتِ» یک مدیر دیده شود. یعنی دین نباید یک «وصله» روی لباسِ زندگی ما باشد؛ بلکه باید «بافتِ» اصلیِ پارچهی زندگی ما باشد. اگر مهندسی فرهنگی درست انجام شود، مردم بدون اینکه کسی به آنها دستور بدهد، از آنجایی که به خدا و اخلاق باور دارند، حقِ دیگران را ادا میکنند.
و نیز باید ایجادِ توازنی میان «مدرنیته» و «اصالت» باشد. همه ما میدانیم که یکی از بزرگترین چالشهای ما شاید این باشد که : آیا برای پیشرفت باید از هویت اسلامی خود فاصله بگیریم؟ مهندسی فرهنگی پاسخ میدهد: «خیر». ما باید یاد بگیریم چگونه از ابزارهای مدرن (مثل تکنولوژی و علم) استفاده کنیم، اما بدون اینکه در ارزشهای خود گم شویم. این یعنی ما باید «مهندسِ» زندگی خود باشیم؛ یعنی بدانیم کجا باید از دنیای مدرن بهره ببریم و کجا باید با قدرتِ ایمان و سنتهای اصیل خود، از ارزشهایمان دفاع کنیم. من در آخر با بیان این مطلب سخن را به پایان می برم :
مهندسی فرهنگی در جامعه اسلامی و ایرانی ، یعنی ساختنِ جامعهای که در آن «پیشرفتِ علمی» با «شکوفایی اخلاقی» همراه باشد. جامعهای که در آن آدمها هم با مغزِ فعال و دانشِ روز زندگی میکنند، و هم با قلبی که به خدا و انسانیت متصل است. اگر بتوانیم این توازن را ایجاد کنیم، ما نه تنها یک جامعه پیشرفته، بلکه یک جامعه «متین و با اصالت» خواهیم داشت.انشالله.
برچسب ها :
حمید رضا اکبری ، مهندسی فرهنگی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0