وکیل مردم؛ واقعی یا تماشگر

نگاهی بیتعارف به روزمرگیِ نظارتی که روی کاغذ شیرین است و در عمل کمرمق حمید رضا اکبری بیایید تعارف را بگذاریم کنار و صاف برویم سر اصل مطلب. وقتی اسم مجلس و نماینده میآید، تصویر رایجی که در ذهن همه ما میچرخد این است: آدمهایی روی صندلیهای سبز، در حال بحث کردن، دست بلند کردن
نگاهی بیتعارف به روزمرگیِ نظارتی که روی کاغذ شیرین است و در عمل کمرمق
حمید رضا اکبری
بیایید تعارف را بگذاریم کنار و صاف برویم سر اصل مطلب. وقتی اسم مجلس و نماینده میآید، تصویر رایجی که در ذهن همه ما میچرخد این است: آدمهایی روی صندلیهای سبز، در حال بحث کردن، دست بلند کردن و قانون نوشتن.
اما قانون اساسی یک وظیفه بزرگ و حیاتی دیگر هم به نمایندگان داده که ارزشش دستکم به اندازه قانونگذاری است: «نظارت».
نظارت یعنی آقا یا خانم نماینده! تو وکیل این مردمی. پولی که دولت خرج میکند، از جیب همین مردم است. وظیفه تو این است که مثل یک بازرسِ بیتعارف، مدام بالای سر دولت بایستی و بگویی: «این بودجهای که خواستی را دادیم؛ حالا دقیقاً کجایش را خرج کردی؟ چرا کار فلان اداره لنگ است؟ چرا پروژه فلان شهر سالهاست نیمهکاره مانده؟»
اما واقعاً در عمل چه اتفاقی میافتد؟ چرا این نظارتِ گرهگشا، گاهی اینقدر بیتحرک و تشریفاتی میشود؟ اکنون با هم چند اپیزود از این ماجرا را برایتان بیان می کنم:
الف:
مجلس ابزارهای نظارتیِ حسابی دارد؛ از تذکر و سوال گرفته تا استیضاح و «تحقیق و تفحص». این تحقیق و تفحصها معمولاً سر و صدای زیادی به پا میکنند. یک روز خبر میرسد که نمایندهها رفتند فلان سازمان را زیر و رو کنند. کلی تیتر در روزنامهها و شبکههای اجتماعی منتشر میشود.
اما ماجرا چطور تمام میشود؟ کار معمولاً آنقدر کش پیدا میکند تا میرسد به روزهای پایانی مجلس. آنجا هم یک گزارش عجولانه در صحن خوانده میشود و تمام! نه معلوم میشود متخلف چه کسی بوده، نه پولی برمیگردد و نه پرونده به سرانجام محکمی میرسد. پرونده میرود تهِ قفسه و خاک میخورد.
ب:
ریشه خیلی از ضعفهای نظارتی از همینجا آب میخورد. خیلی از نمایندگان به جای اینکه نگاه کلان به مسائل کشور داشته باشند و حواسشان به اقتصاد، بودجههای کلان و انحرافات مدیریتی باشد، درگیرِ کارهای خردِ محلی میشوند.
نماینده درگیر این است که فلان مدیر اداره شهرش عوض شود، برای فلان آشنا کار جور کند، یا در افتتاح فلان پروژه کوچک عکس یادگاری بگیرد. وقتی نماینده تمام وقت و انرژیاش را صرف این تعارفات و بومیبازیها میکند، دیگر وقت و حوصلهای برای بازخواست کردن از یک وزیر قدرتمند برایش باقی نمیماند. با وزیرِ دولت رفاقت میکند تا کار شهرش راه بیفتد؛ نظارت پیشکش!
ت:
نظارتِ واقعی یعنی دعوا کردن با قدرت. یعنی جلوی رانت بایستی، با مدیرِ متخلف دربیفتی و یقهی صاحبمنصبِ صندلینشین را بگیری. این کار شجاعت میخواهد و هزینه دارد. دردسر دارد، هجمه رسانهای دارد، سنگاندازی دارد. خیلیها پیش خودشان دودوتا چهارتا میکنند و میبینند: «چه کاری است؟ سکوت میکنیم تا هم وزیر با ما خوب باشد، هم کسی برایمان حاشیهسازی نکند. آرام مینشینیم تا دوره تمام شود!»
و حرف آخر:
نظارت مجلس حکمِ ترمز و فرمانِ ماشینِ اداره کشور را دارد. اگر این ترمز کار نکند یا راننده (دولت) ببیند ناظر خواب است یا با او همدست است، ماشینِ مملکت هر جا دلش خواست میپیچد و به دره میزند.
مردم از وکیلان خود انتظار ندارند که فقط قانون بنویسند یا در مراسمها پشت تریبون سخنرانی کنند؛ انتظار این است که مجلس، چشمِ بیدار و صدای رسای جامعه باشد؛ جایی که هر ریال از بیتالمال بازخواست شود و هیچ صندلیای در برابر تخلف، امن و امان نباشد.
برچسب ها :
حمیدرضا اکبری ، مجلس ، نظارت مجلس
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0