12 اکتبر 2026 - 20:12
دسته‌بندی: اخبار
کد خبر: 7902

دهلران گنجی مانده در غبار بی تدبیری

دهلران گنجی مانده در غبار بی تدبیری

]دهلران؛ نگینی مانده در غبارِ بی‌‌تدبیری یاداشت حمید رضا اکبری این روزها وقتی از جاده‌های پرپیچ‌و‌خم ورودی دهلران عبور می‌کنم، بیش از آنکه به ظرفیت‌های بی‌پایان این سرزمین فکر کنم، به این فکر می‌کنم که چرا سهم مردم این دیار از این‌همه ثروت، تنها «حسرت» و «غبار» است؟ دهلران روی گنج نشسته، اما گویی کلید

]دهلران؛ نگینی مانده در غبارِ بی‌‌تدبیری

یاداشت
حمید رضا اکبری

این روزها وقتی از جاده‌های پرپیچ‌و‌خم ورودی دهلران عبور می‌کنم، بیش از آنکه به ظرفیت‌های بی‌پایان این سرزمین فکر کنم، به این فکر می‌کنم که چرا سهم مردم این دیار از این‌همه ثروت، تنها «حسرت» و «غبار» است؟ دهلران روی گنج نشسته، اما گویی کلید گاوصندوق این ثروت را به دست فراموشی سپرده‌اند.
واقعیت این است که دهلران یکی از قطب‌های اصلی نفت و گاز غرب کشور است. چاه‌های نفتی که با استخراج بی‌وقفه، اقتصاد ملی را جانی دوباره می‌بخشند. اما سوال اینجاست: سهم اشتغال جوانان تحصیل‌کرده بومی ما در این تأسیسات چقدر است؟ آیا سهم مردم از این طلای سیاه، فقط آلودگی‌های زیست‌محیطی و تخریب زیرساخت‌های جاده‌ای بوده یا قرار است روزی شاهدِ استقرار صنایع پایین‌دستی و ایجاد ارزش‌افزوده در همین منطقه باشیم؟ ما نمی‌خواهیم دهلران فقط پمپ‌بنزینِ کشور باشد؛ ما سهمی از صنعت و مدیریتِ این ثروت را می‌خواهیم.
در کنار نفت، خاکِ این سرزمین طلاست. از مزارع وسیع گندم تا ظرفیت‌های بی‌نظیر برای کشت‌های گلخانه‌ای و استوایی. دهلران با داشتن اراضی مستعد، می‌تواند امنیت غذایی بخش بزرگی از کشور را تأمین کند. اما کشاورز ما همچنان با معضلات قدیمی دست‌وپنج نرم می‌کند؛ از نوسانات قیمتِ محصولات تا کمبود صنایع تبدیلی و بسته‌بندی. صادراتِ فله‌ایِ محصولات کشاورزیِ دهلران، یعنی تاراجِ دسترنج کشاورز. اگر پای صنایع فرآوری به منطقه باز نشود، کشاورزی دهلران همچنان درجا می‌زند.
و اما «فرهنگ و گردشگری»؛ شاید مظلوم‌ترین بخش دهلران. چشمه‌های آب‌گرم، غار خفاش، و تپه‌های باستانی، برندهایی هستند که هرکدام می‌توانند دهلران را به قطب گردشگری غرب ایران تبدیل کنند. اما دریغ از یک زیرساخت گردشگریِ استاندارد. گردشگری در دهلران، نه به‌عنوان یک صنعتِ درآمدزا، بلکه به‌عنوان یک فعالیتِ حاشیه‌ای دیده شده است. ما فاقدِ اقامتگاه‌های مدرن، تورهای تخصصی و مهم‌تر از همه، «برندسازی فرهنگی» برای این داشته‌های تاریخی و طبیعی هستیم.
سخن آخر اینکه:
دهلران نه یک شهرِ محروم، بلکه یک شهرِ غنی است که در مدیریتِ دارایی‌هایش دچار سوءمدیریت شده. وقت آن رسیده که مسئولان از نگاهِ «پیمانکاری» به منطقه دست بردارند و به فکرِ توسعه‌ی پایدار باشند. برای دهلران، نسخه «توزیع منابع» کافی نیست؛ نسخه «توزیعِ فرصت‌ها» لازم است.
جوانان این شهر به دنبال صدقه نیستند؛ آن‌ها زیرساخت، صنعتِ فرآوری و مدیریتِ علمی می‌خواهند. دهلرانِ آینده باید حاصلِ برنامه‌ریزی باشد، نه حاصلِ تکرارِ اشتباهاتِ گذشته.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.